|
بررسی ادبیات شهرسازی و مدیریت شهری در ایران نشان می دهد همواره شهرسازان، مدیران شهری را نفی کرده و عدم موفقیت ها و ناکارآمدی شهرسازی را به شهرداری ها نسبت داده اند و در توضیح ناکارآمدی شهرداری ها به موارد ذیل اشاره داشته اند:
1) ضعف امکانات مالی، پرسنلی و فنی شهرداری ها.
2) مبهم بودن منابع و روش های تامین درآمد شهرداری ها.
3) نبود حضور مردم و مشارکت آنها در اجرای فضاها و تاسیسات عمومی شهری.
4) نبود احساس وظیفه مدیریت شهری و نیز فقدان جایگاه حفظ عناصر باارزش شهر در قوانین شهرداری.
لیکن به نظر می رسد از عوامل ناکارآمدی طرح های شهرسازی، دوگانگی عمیق بین دو الگوی مدیریت مختلف و متفاوت ذیل است:
1) الگوی غیرمتمرکز محلی
2) الگوی متمرکز ملی
از سال ۱۲۸۶ که قانون بلدیه به تصویب رسید تا سال ۱۳۳۴ که قانون شهرداری به تصویب مجلس رسید، گرایش قانون و قانونگذار به الگوی مدیریت شهر به صورت غیرمتمرکز محلی بوده است. و نهادهای محلی (شوراها و شهرداری ها) کانون های اصلی اجرای طرح های شهرسازی محسوب می شوند. به عبارت دیگر...
|