تبليغاتX
شهرسازان
 
شهرسازان 86 ارومیه
   
 

ديگر روزهايي را که همه مردم شهر همديگر را مي‌شناختند و مي‌شد يک طول شهر را پياده گز کرد، به تاريخ پيوسته است. گمان نمي‌کنم ديگر هيچ شهري باقي مانده باشد که بشود در يکي ـ دو ساعت پياده از سمتي به سمت ديگرش رفت. با ظهور پديده‌اي به نام اتومبيل و همه‌گير شدن آن در دهه ۱۹۶۰، شهرها در مسير جاده‌ها امتداد يافتند و بزرگ و بزرگ‌تر شدند. بعضي از کلان‌شهرهاي دنيا امروز به اندازه يک کشور کوچک وسعت دارند (وسعت شهر تهران تقريباً معادل همين لبناني است که اين همه سرش مي‌جنگند!). کم‌کم شهرها آن‌قدر بزرگ و متراکم شدند که اتومبيل‌هاي شخصي پاسخ‌گوي حجم سفر درون شهري شهروندان نبودند. نمي‌شود گفت خيابان‌ها گنجايش آن همه اتومبيل را نداشتند، چون حتي اگر تمام شهر هم اسفالت مي‌شد و در اختيار اتومبيل‌ها قرار مي‌گرفت، چيزي نمي‌گذشت که باز هم ترافيکي از اتومبيل‌ها راه را مي‌بست! بنابراين درست‌تر اين است که بگوييم اتومبيل‌هاي شخصي براي سفر در شهر کافي نبودند. کم‌کم اتومبيل‌هاي بزرگي به سيستم شهر اضافه شدند که وظيفه حمل و نقل مسافران زيادي را به عهده گرفتند. اتوبوس، تراموا، درشکه، قطار برقي، مترو و انواع ديگر وسايل حمل و نقل عمومي وارد شهر شدند...

  
 
 
 |    نوشته شده توسط سیدحجت موسوی ادامه مطلب | 
 
   
 

مقدمه:

نظم‌دهی به محیط همواره از معمول‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین فعالیت‌های بشر بوده است. بر این اساس نظم بخشیدن به شهرها از زمان پیدایش آنها مطرح بوده و رفته رفته با گسترش جوامع و ابعاد شهرها این مساله اهمیت روزافزون یافته است. در کشورهای غربی طی قرون گذشته و در بسیاری از کشورهای شرقی طی دهه‌های گذشته فعالیت‌هایی در جهت سامان بخشیدن به امور شهری انجام شده است. سابقه‌ی طولانی برنامه‌ریزی شهری در کشورهای صنعتی موجب شده تا در حال حاضر پیشرفته‌ترین و منظم‌ترین شهرها در کشورهای صنعتی استقرار یافته باشند.

در کشور ما نیز توجه به نظم و نسق بخشیدن به شهرها از دهه‌ی ۴۰ با ارایه‌ی اولین طرح جامع تهران آغاز شد. تاکنون طرح‌ها و برنامه‌های مختلفی برای این کلانشهر تدوین و تصویب شده است که جدیدترین آنها «طرح جامع جدید تهران» در سال ۱۳۸۵ می‌باشد.

بررسی محتوا و روح حاکم بر طرح‌های تهیه شده نشان می‌دهد که...

  
 
 
 |    نوشته شده توسط سیدحجت موسوی ادامه مطلب | 
 
   
 

با وجوداینکه برقراری عدالت اجتماعی به عنوان هدف اساسی در تمام برنامه های توسعه ای پس از انقلاب مورد توجه خاص برنامه ریزان قرار گرفته و در اکثر برنامه ها مهمتر از رشد اقتصادی بیان شده اما انگار تا به امروز با توجه به اوضاع اقتصادی جامعه و نرخ تورم افسارگسیخته و بیکاری بالا در رسیدن به این هدف والا تاحدود زیادی ناموفق بوده ایم. از روزی که دولت نهم شروع به فعالیت کرد، برقراری کامل عدالت اجتماعی در سطح جامعه و مبارزه همه جانبه با مفاسد اقتصادی را هدف اصلی خود بیان کرد اما برخلاف شعارهای داده شده امروزه نه تنها از پول نفت بر سر سفره های مردم خبری نیست بلکه در اثر بی برنامگی های مسوولین هر روز بر تعداد افراد زیر خط فقر به خصوص در شهرهای کوچک و روستاها افزوده شده است. وقتی در تهران با این همه کارخانه، سازمان، شرکت و بنگاه های اقتصادی کوچک و بزرگ بیکاری بیداد می کند، به راحتی می توان پیش بینی کرد که در شهرستانها وضع چگونه است. بنابراین فشار زندگی این افراد را که بر اثر نداشتن کار به هر علت راضی به تحمل هر دوری و سختی هستند را وادار به ترک شهر و دیار خود کرد و رهسپار کلان شهرهایی کرد که نمی دانند چه آینده ای قرار است در حاشیه آن شهرها برای آنها رقم بخورد. چرا که توان اقتصادی زندگی در مراکز شهرها برای این قشر به علت قیمت بالای مسکن وجود ندارد و اگر بسیار مراقب نباشند تازه این اول بدبختی بزرگ برای این قشر است چراکه در نسل های آینده در صورت عدم تغییر در وضعیت اقتصادی آنها امکان اشتباه و رفتن به سمت کارهای خلاف قانون بسیار زیادتر وجود دارد.

به طور کلی فقرا به دو دسته تقسیم می شوند...

  
 
 
 |    نوشته شده توسط سیدحجت موسوی ادامه مطلب | 
 
   
 

یکی از آرزوهای دیرینه بشر، دستیابی به آن نوع شیوه زیست بوده است که زندگی او را با بهروزی و کامیابی قرین سازد. «اندیشه آرمانشهری» آن بخش از اندیشه است که در طول تاریخ راههای تحقق این آرزو را بررسی کرده است. در تاریخ اندیشه سیاسی و فلسفه غربی، افلاطون بنیانگذار این اندیشه بود. در دوران رنسانس، سرتامس مور انگلیسی، اندیشه آرمانشهری را در مسیر جدیدی قرار داد و پس از مور نیز اندیشمندان غربی، این اندیشه را پروراندند و از آن به عنوان معیاری برای سنجش نظامهای سیاسی و اجتماعی بهره بردند.

در ایران اندیشه آرمانشهری از روزگاران قدیم به صورت اساطیری آغاز شد و در دوران اسلامی در عرصه‌های دین، حکمت و ادب خودنمایی کرد. بنابراین باید گفت که آرمانشهرهای ایرانی، برخلاف نمونه‌های یونانی آن، نیروی خود را نه از خرد و تعقل فلسفی (که نتیجه غور فلسفه یونانی در اخلاق، عدالت و مدنیت بود) بلکه از ادراک اسطوره‌ای و رازآمیز نسبت به جهان هستی اخذ می‌کردند. به عبارتی دیگر، آرمانشهر یونانی زاییده تعقل فلسفی و آرمانشهر ایرانی نتیجه درک رازآلود جهان بوده‌اند. با این حال، نگرش معنوی به شهرها، تأثیرات قابل توجهی بر کالبد شهرها، به ویژه شهرهای باستانی، گذاشته است.

  
 
 
 |    نوشته شده توسط سیدحجت موسوی ادامه مطلب | 
 
 
Copyright © ' + blogId + ' , All rights reserved.
Template designed by : SAVAG