|
هنگامي كه چند سال پيش براي اولين بار مسئولان امور شهري خبر از راهاندازي شيوه نويني در حمل و نقل عمومي پايتخت به ميان آوردند، كمتر كسي ميتوانست تصور كند كه ماجراي اين شيوه جديد به مدت سه سال به درازا بكشد و هيچ سرانجامي نيابد. اين طرح نيز خيلي زود مانند بسياري از طرحهاي ديگر كه به يكباره جلوه كرد، ناگهان در انبوهي از مسائل و مشكلات فرو رفت و مثل خورشيدي كمفروغ به يكباره افول كرد.
اگرچه موضوع حمل و نقل عمومي در سالهاي دور و نزديك به عنوان يكي از مشكلات عمده پايتخت قلمداد ميشد و هميشه مديران شهري در پي چارهجويي براي حل آن بودند، اما هيچگاه نتوانستند آنرا به وادي ايمني برسانند و آنرا ساماندهي كنند. اما آيا به يكباره راهي پيدا شده بود كه ناگهان همه چيز به كناري رانده شود و دريچهاي نو به اين حوزه گشوده گردد؟
آيا مونوريل ميتوانست مشكل حمل و نقل پايتخت را حل كند؟ شهري كه روزانه بيش از 14 ميليون سفر شهري در درون آن رخ ميدهد و با 6هزار دستگاه اتوبوس و 40هزار دستگاه تاكسي هنوز در ساماندهي منظم سفرهاي شهروندانش به موفقيت دست نيافته بود، ميتوانست با مونوريل راهي تازه در اين وادي بپيمايد؟
|