|
مقدمه
آدمي از نخستين روزهاي خلقتش به دنبال سرپناه و محلي امنو آرامش بخش بوده و هست و خواهد بود. قرن ها پيش بارندگي انسان هاي اوليه در غارها روبروئيم كه به صورت اجتماعاتي در يك غار زندگي مي كردند. او از همان ابتدا شيفتة زندگي اجتماعي بود. پس از مدتي در اجتماعاتي ساكن مي شوند كه افراد هر يك بصورت مستقل زندگي مي كند ولي هنوز او در پي تامين نيازهايش به ديگران وابسته است در ابتدا مسكن خود يك نياز بود ولي در واقع واسطه اي بود براي يك نياز والاتر يعني اجتماعي زندگي كردن و بهره بردن از اين شيوه زندگي.
همانطور كه مي دانيد نيازهاي اساسي انسان عبارت اند از : 1- خوراك 2- پوشاك 3- مسكن
اقتصاد اوليه انسانهاي اوليه از طريق كشاورزي تامين مي شد و اين امر سبب شده بود كه بيشتر شاهد وجود نظام ارباب و رعيتي باشيم و زمينداران بزرگ كه رعيت خود را در مساكني هر چند نا مناسب جا مي دادند و همين امر رفته نياز به مسكن را شدت مي بخشيد.
انسان با توجه به نيازها و ارزشها و هدف هاي خود محيط پيرامون را دگرگون كرده و متقابلاً از آن تاثير مي پذيرد. محدودة پاسخگوئي نيازهاي اجتماعي و وابستگي هاي عاطفي افراد در كل ، فضاي خانه است. خانه محل سكني براي پدر و مادر و فرزندان است. خانه مكاني فيزيكي است ، كه افراد ساكن در مورد چگونگي ان نظر مي دهند. و نيازهاي مادي و معنوي خود را دنبال مي كنند. از ميان همة نقش هاي مسكن ،امنيت و آرامش خاطر از همه مهمتر است. حتي در مورد اهميت مسكن ، قرآن كريم نيز اشاراتي را داشته كه نسبت به عنوان محل سكونت و انجام قسمتي از فعاليتهاي انسان از جمله عبادت و خودسازي و پرورش افراد خانواده توجه خاص مبذول داشته قرآن هدف از ايجاد مسكن را امنيت و آرامش بيان كرده و يكي از نعمتهاي داشتن مسكن را داشتن امنيت و آرامش بيان كرده كه برقراري محرميت ؛ امنيت ، برخورداري از استحكامات از الزامات آن است. همانطور كه مي دانيم بسياري از موفقيت هاي انسان در پرتو محيط امن و آرام بوده است. شيوه ساخت مسكن نوعي رابطه با ديگران را فراهم كرده و كالبد شهر تعادل ، توازن و مقياس انساني و از همه مهمتر نوعي معنويت را به انسان القاء مي كند اما به سير تحول مسكن و نوع امروزي آن كه مي رسيم قضيه چيز ديگري است. چه بلائي بر سر محيط هاي انرژي بخش مسكوني گذشته آمده چرا محيط آنها جز فشارهاي رواني ، بي نظمي و بي هماهنگي و بي هويتي كه بر فضا و كالبد ان ها غالب گشته و خانه ها ديگر مامن و محل آرامش نيستند ما در اين مقاله در پي آنيم كه علل آن را بررسي كنيم و مشكلات امروزي مسكن را كه افراد متقاضي با آن دست به گريبانند را روشن كنيم.
مسكن يكي از مسائل حاد پيش رو كشورهاي در حال توسعه است ، ضعف مديريتي ف كمبود منابع مالي و نداشتن برنامه ريزي جامع مسكن و ساير مشكلات كه در زير بخش هاي اقتصادي اين كشور هاست.
در اين كشورها از يكسو با رشد جمعيت و از سوي ديگر با تقاضاي بالاي جمعيت در مورد مسكن روبرو هستيم.
تعاريف و مفهوم مسكن
در ساده ترين تعريف مسكن يك مكان فيزيكي است و به عنوان سرپناه نياز اوليه و اساسي خانوار به شمار مي آيد اما در تعريفي عام تر مسكن چيزي فراتر از يك مكان فيزيكي است و شامل كليه خدمات و تسهيلات عمومي لازم براي بهزيستن انسان است.
در دومين اجلاس اسكان بشر ( 1996) كه در استانبول برگزار شد مسكن مناسب اين گونه تعريف شده است: ( سرپناه مناسب تنها به معناي وجود يك سقف بالاي سر هر شخص نيست؛ سرپناه يعني آسايش مناسب ، فضاي مناسب ، دسترسي فيزيكي و امنيت مناسب ، امنيت مالك ؛ پايداري و دوام سازه اي ، روشنايي ، تهويه و سيستم گرمايي مناسب ، زير ساخت هاي اوليه مناسب از قبيل آبرساني ، بهداشت و آموزش ، دفع زباله ، كيفيت مناسب زيست محيطي ، عوامل بهداشتي مناسب ، مكان مناسب و قابل دسترسي از نظر كار و تسهيلات اوليه است ، كه همة اين موارد بايد با توجه به استطاعت مردم تامين شود.
شهر در تمدن رم قديم محل اجتماع انسانهاي آزاد متكي به نيروي نظامي برده ها بود. رنسانس در ايتاليا مبناي شهري را در هم ريخت كه اشرافي و پر زرق و برق بود و اساس آن بر پايه تضاد مرفولوژيك ( ريخت شناسي ) و فرهنگي ميان popolo grasso كه متعلق به خدمه و كارگران بود. تجمعات صنعتي دوران انباشت اقتصادي و تمركز نيروي انساني را آغاز كرد. همان طور كه شكست كمونيزم در شرق نشان داد ، همة اين عوامل باعث رشد طبقه متوسط و از بين رفتن يكدستي جامعه ف از بين رفتن رقابت طبقاتي و پيروزي ليبراليزم شد. بيش از آنكه ركود اقتصادي بلند مدت عامل نگراني باشد ، بيكاري ، انحرافات و حتي بيماري ايدز چيزي نيست جز علايم روشن وقوع حتي بحران. از هم گسستگي كه اخيراً بين طبقات متوسط به وجود آمده تعادل جامعه شهري را ابتدا در غرب سپس در همه جا تهديد مي كند آيا در اين وضعيت يك مسكن اجتماعي مي تواند درد را تا حدي آرام كند؟
براي اينكه بدانيم چرا مسكن در اين دوره از اهميت بيشتري نسبت به قبل برخوردار است در قسمت هاي بعدي آمار جمعيتي سالهاي گذشته نظري مي افكنيم.
اما تفاوت اصلي مسكن با ساير نيازهاي اساسي انسان در واقع در:
1- عدم جايگزيني : ساير نيازهاي انسان هر كدام جايگزيني دارند اما مسكن با توجه به اهميت آن و محيط داخلش هيچ جاي گزيني ندارد جاي گزين هاي امروز ان هم هيچكدام ويژگي مسكن را ندارند جاي گزين مسكن ، آلونك ، كپر و يا زاغه است؟
2- غير منقول : ساير دارايي ها و نيازهاي انسان منقول هستند اما مسكن يك كالاي غير منقول است.
3- ارزش اقتصادي : نيازهايي چون خوراك و پوشاك كالاهايي مصرفي هستند اما مسكن يك كالاي سرمايه اي است و مي تواند به عنوان يك پس انداز مطمئن مورد استفاده قرار گيرد. اين امر هم جنبه مثبت دارد هم منفي. اما جنبه مثبت آن چيست ؟ فرد با داشتن يك مسكن مستقل احساس آرامش مي كند كه تعداد ژي از دارايي را پس انداز كرده و از طرف ديگر نياز خود را برطرف كرده . علت اينكه مسكن و مالكيت آن براي افراد مهم است اين است كه هزينه فرصت پائيني براي فرد ايجاد مي كند.
4- دوام و هزينه زياد آن : مسكن يك كالاي با دوام و پر هزينه است و با كالاهاي مصرفي ديگر متفاوت است.
2- اهميت مسكن
نيازهاي اساسي انسان را سه دسته كرده اند :
1- نيازهاي زيستي
2- نيازهاي اقتصادي
3- نيازهاي اجتماعي .
مسكن در برآورده كردن هر يك از اين سه نياز نقش بسزايي ايفا مي كند.
الف- مسكن به عنوان يك سرپناه
مسكن چون غذا يكي از نيازهاي انسان است و از لحاظ اجتماعي حق هر فرد و خانواده است. در اصل 31 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران هم دسترسي به مسكن مناسب حق هر خانواده ايراني است. در بيانيه هاي جهاني نيز كه تاكنون وجود داشته نه تهها مشكن را حق هر فرد خانواده معرفي كرده اند بلكه شرايط آن را نيز مشخص كرده اند براي مثال در منشور آتن در اصل 15 كه مي گويد : اين وضع ناعادلانه مسكن را مي توان با منطقه بندي (Zoning ) و تفكيك فعاليتها برطرف نمود. لازم است مقررات دقيق براي تامين حداقل امكانات زندگي براي افراد ( مستقل از در آمد آنها ) تدوين شود. يا در اصل 19-17 كه مخالفت با خانه هاي رديفي در طول خيابان ها به اين دليل كه نور آفتاب را فقط به تعداد كمي از خانه ها اختصاص مي دهد و اشاره به توزيع ساختمان هاي عمومي وابسته به سكونت مثل ( مدرسه يا درمانگاه ) كه به طور نا متعادل و بدون مطالعه صورت گرفته.
ب- مسكن از نظر اقتصادي
اگر در گذشته مسكن جزء دارايي يك فرد و به لحاظ اقتصادي غير توليدي بود اما امروزه تبديل به يكي از پر سودترين و مطمئن ترين و بهترين راههاي سرمايه گذاري تلقي مي شود يكي از مشكلات امروز مسكن امروز هم همين است كه به آن فقط به عنوان يك كالاي اقتصادي صرف نگريستن مي شود البته در همه جاي دنيا اين گونه نيست اگر بخواهيم.
از قسمت هاي مختلف جهان نونه اي آوريم مي توانيم كانادا و ايران را مثال بزنيم در مناطقي از كانادا افراد براي خريد يا اجاره دو دل هستند زيرا دلار كانادا در چند سال اخير در حال ترقي است و سرمايه گذاري در بخش مسكن چيزي را عايد فرد نمي كند اما در ايران به دليل افت شديد ارزش پول بيشتر سرمايه گذاري ها در بخش مسكن است يعني ضريب بازدهي سود سرمايه در كشوري مثل كانادادر ساير صنعت ها بالاتر و كوتاه مدت تر است امروزه با افزايش جمعيت اين مشكل در ايران و ساير كشورهاي در حال توسعه حادتر مي شود چون با تقاضاي روبه افزايش مسكن از يك سو و كمبود زمين و عرضه مسكن از سوي ديگر روبروئيم از اين رو به دليل كمبود با مشكل گراني سرسام آور مسكن روبروئيم كه همين امر در بروز مشكلات بعدي موثر است چه از لحاظ اقتصادي و چه از لحاظ اجتماعي به طوريكه امروزه در ايران كسي كه داراي خانه نيست احساس غبن مي كند و در واقع داشتن مسكن حسرتي است بر دل ميليون ها ايراني.
ج- از نظر اجتماعي
كاركرد اصلي مسكن علاوه بر تامين مسكن بايد تامين محيطي امن و آرامش بخش براي افراد و خانواده ها باشد و تامين فضاي مناسب براي فعاليت اعضاء اين ضرب المثل آلماني كه مي گويد :" هواي شهر آزادتر است " هرگز از اهميت نمي افتد و اين نظر هم نادرست نيست كه بهترين چيزها در روستا يافت مي شود. در لابلاي زنجيره هاي ارتباطي شهر روابط ساختاري وجود دارد كه اين روابط حاصل برخورد افراد جامعه است و نتيجه آن شكوفايي فردي و جمعي ناشي از آن است و موفقيت جامعه شهري كاملاً وابسته به اين امتياز مستمر و تضمين متقابل بين ترديد و بهبود زندگي جامعه بستگي دارد حال اين برخوردهاي اجتماعي يا بايد در فضا هاي عمومي شكل بگيرد و يا در خانه ها اما همانطور كه مي دانيد امروزه با كمبود فضاهاي عمومي براي تعاملات اجتماعي روبروئيم و چون گذشته چنين فضاهايي در نظر گرفته نشده عده اي علت موفقيت اجتماعي جوامع گذشته مي پرسند علت آن است كه در گذشته فضاهاي عمومي خوبي براي شهرها وجود داشت افراد در خانه ها اوج روابط اجتماعي را با اعضاء دارند و به نهايت آرامش رسيده اند فضا براي ارتباط با ساير افراد جامعه هم فراهم است در نتيجه با پيشرفت روابط اجتماعي جامعه روبروئيم.
مسكن بر مشاركت افراد خانواده در اجتماع بزرگتر موثر است خصوصاً در ميان اقشار فقير شهري كه به وابستگي هاي همسايگي پايبندتر هستند. اولين روابط اجتماعي در خانه شكل مي گيرد كه اگر مثبت نباشد عكس العملش در جامعه با بروز بزهكاري ، طلاق و از هم گسيختگي اجتماعي روبرو مي شويم و همچنين نداشتن مسكن با بروز پديده هاي نابهنجار اجتماعي چون خيابان خوابي ، زاغه نشيني و معضلات حادتري مانند تكدي گري مي شود.
ه- از نظر رواني :
جوامع انساني امروزه سرشار از استرس هاي رواني است و مسكن بايد مامن و محل آرامش او باشد. انسان كه به دليل بحران اقتصادي نتواند مسكن مناسب تامين كند دچار يك بحران بيروني مي شود كه آن نيز منجر به بحران دروني مي شود ساختار شخصيتي فرد را در معرض آسيب جدي قرار مي دهد. از لحاظ رواني مسكن در بيانيه ها و نظريات مختلف مورد بررسي قرار گرفته از جمله در منشور آتن كه اولويت مشكل مسكن ، به مسكني و بي مسكني در شرايط بعد از جنگ جهاني بود اما در منشور 2000 حل نسبي مشكل مسكن بود اما اضافه شدن نيازهاي جديد همچون زيبائي و تنوع مسكن افراد در خانه ها در جلوي تلويزيون ها جنگ ها و طنزها ، حوادث و رويدادها را مي بينند و بازي ها را مي بيند ولي هر كس براي خود اين امكان وجود ندارد كه آنها را در يك فضاي كوچك گرد هم اورد نتيجه چنين امري تغييرات و تحولات واقعي در جوامع شهري است يعني جمع شدن در حول محور خانوادة هسته اي كه شامل پدر ، مادر و فرزندان است.
3- مشكلات مسكن
مشكلات مسكن شامل قيمت بالاي زمين ، مصالح ، نيروي متخصص و ... و همچنين نبود برنامه ريزي جامع مسكن است. در كشورهاي جهان سومي و در حال توسعه تخصيص اعتبار به بخش مسكن كمتر از ساير بخش هاست. بر اساس برآورد سازمان ملل به منظور حل مشكل مسكن كشورهاي در حال توسعه بايد به ازاي هر 1000 نفر 10 مسكن ساخته شود در حالي كه به ازاي هر 1000 نفر امروزه به ندرت 2 تا 3 واحد مسكوني ساخته مي شود. مادر كشورهاي در حال توسعه با رشد جمعيت 2 تا 4 درصد در حالي كه با رشد 4 تا 8 درصد جمعيت شهري روبروئيم كه نتيجه كمبود مزمن مسكن است. امروزه ما با عدم تطابق سياست هاي بخش مسكن با ويژگي هاي اجتماعي و اقتصادي مردم روبروئيم براي مثال در ايران براي خريد مسكن تسهيلات وامي كه در نظر گرفته مي شود با شرايط اقتصادي براي ابزپرداخت مطابقت ندارد و فرد نيازمند قادر به استفاده از اين تسهيلات نيست و فقط در اين ميان انبوه سازان سود مي برند و چون خانه هايي كه آنها مي سازند اقشار مرفه و يا متوسط رو به بالا قادر به استفاده از آن هستند در نتيجه با محروم ماندن قشر متوسط رو به پائين در تامين مسكن خود روبروئيم. همچنين عدم علاقه به واحد هاي آپارتماني و مجتمع هاي بزرگ ، نبود فرهنگ تعاوني ، منسوخ شدن الگوي معيشتي سنتي و گسستن افراد مزدوج شايد يكي از دلايل كه امروز افراد از لحاظ آرامش روحي و رواني به خصوص در شهرهاي بزرگ روبرو هستند آن است كه عدة زيادي از آن ها قبلاً در خانه هاي حياط دارد و دلباز زندگي مي كردند اما امروزه فكر مي كردند با آپارتمان سازي در استفاده از يمن صرفه جوئي مي شود اما به اين توجه نكرده بودند كه با صرفه جوئي و تراكم سازي فضاهاي ديگر فراغتي لازم مي شود كه شخص بايد اوقات فراغت خود را در آن بگذراند كه متاسفانه اين محيط ها امروزه پاسخگونيست و فرد نمي تواند انرژي اضافي خود را در اين فضاها پر كند و همچنين از آن انرژي بگيرد به همين دليل با مشكلات روحي و رواني روبرو مي شود كه باز عكس العملش به صورت مشكلات اجتماعي در جامعه انعكاس مي يابد.
اما علاوه بر اين مشكلات ما در عرضه و تقاضاي مسكن نيز با مشكلاتي روبروئيم از جمله تقاضاي انبوه و غير موثر بودن آن از نظر اقتصادي ، انفرادي بودن و عدم تشكل در تقاضاي مسكن به طوري كه امروزه خوشبين ترين برنامه ريزان نيز پذيرفته اند حتي ارزانترين خانه با ساده ترين طرح از توان مالي يك سوم خانوارهاي شهري جهان سوم خارج است. يكي ديگر از موارد محروميت اقشاري از جامعه از مسكن عدم توزيع نا مناسب در امد در جامعه است پس اين عده در بازار آزاد قادر به تامين مسكن نيستند و به بخش دولتي روي مي آورند بحث هاي كمي مسكن شناخته شده است بحث ما بحث غير كمي آن است. درست است كه بالاخره بايد مسكن ساخته شود ولي كجا ، كي و به چه قيمتي . امروزه تعدد سياستگذاري ها نشان از ناتواني در حل معضل مسكن است. مشكل ديگر آن است كه تقاضا در بازار مسكن هميشه كمتر از نياز است زيرا تقاضا زماني شكل مي گيرد كه فرد نيازمند توانايي پرداخت هزينه مسكن را كسب كرده اند . ما با دو نوع تقاضا روبروئيم.
1- موثر : تقاضايي كه كليه كساني كه نياز به مسكن مناسب دارند يعني علاوه بر تمايل ف قدرت اقتصادي خريد مسكن را هم دارند.
2- بالقوه : تقاضاي كليه كساني كه نياز به مسكن مناسب دارند مثل بي خانمان ها ، ساكنان الونك ها ف مستاجران و غيره گاه عرضه و تقاضا در يك گروه نيستند و مربوط به دو قشر در آمدي هستند مثلاً در تهران ( شمال تهران ) عرضه خانه هاي گران قيمت بر تقاضا پيشي گرفته اما همين موضوع در بخش متوسط نشين برعكس است حال اين مشكلات را اضافه كنيد به مشكل حادتري به نام افزايش يا به تعبيري انفجار جمعيت.
حجم جمعيت ، نرخ شهر نشيني ، نرخ تشكيل خانوار ، نرخ رشد جمعيت ف مهاجرت تغييرات بر خانوار ، تراكم واحد مسكوني و تركيب سني جمعيت به خصوص شناخت جمعيت جوان.
در جدول زير تحولات جمعيت ايران طي سالهاي 1335 تا 1383 را ملاحظه مي كنيد.
|
سال |
1335 |
1345 |
1355 |
1365 |
1375 |
1385 |
|
جمعيت كل |
19098000 |
25788722 |
33708744 |
49445008 |
60055488 |
67477500 |
|
جمعيت شهري |
5997000 |
9794246 |
15854680 |
26844560 |
367517789 |
447719436 |
|
درصد |
4/31 |
38 |
47 |
3/54 |
3/61 |
3/66 |
|
جمعيت روستائي |
13100000 |
15994478 |
17854064 |
22600448 |
23237699 |
22705554 |
|
درصد |
6/68 |
62 |
53 |
7/45 |
7/38 |
7/33 |
|
تعداد شهرها |
199 |
271 |
373 |
496 |
614 |
939 |
منبع : مركز آمار ايران
با توجه به اين جدول مشاهده مي شود ضريب شهر نشيني رشد شتاباني داشته. نكته مهم اين است كه جمعيت شهر نشيني طي سالهاي 35 تا 83 در طي مدت كمتر از 5 دهه 9 برابر شده و همچنان اين رشد جمعيت در حال رشد است. اين تغيير و تحولات جمعيت شهري توجه خاص برنامه ريزان را مي طلبد زيرا شيوه زندگي شهري بسيار متفاوت از زندگي روستائي است و نيازها و تحولات در اجتماعات شهري نه تنها با روستا متفاوت است بلكه با گذشت زمان و با پيشرفت و توسعه ايجاد شده در تكنولوژي و به اصطلاح زندگي صنعتي نيز تغييرات در شهرها ايجاد مي گردد.
سخن آخر
لوكوربوزيه در مقاله معماري يا انقلاب ( 1923 ) خود معتقد است " امروزه مسئله ، ساختمان ( مسكن ) است كه ريشة نارضايتي هاي اجتماعي را تشكيل مي دهد " ( jenks eharles; 1985.36 ) . اما همانطور كه مي دانيد " هر جامعه پنج نهاد دارد: خانواده ، اقتصاد ، آموزش و پرورش ، حقوق و حكومت هر كدام از اين ها به نوعي در مسكن تامين مي شود." ( مصباح يزدي – 1368 – ص 310 ) گرايش به مالكيت مسكن در كشورهاي جهان متفاوت است و مالكيت مسكن در بعضي كشورها جنبه ارزشي دارد و براي مثال در آمريكا آزادي به معناي استقلال و استقلال به معناي كنترل شخصي فضاست، از يان رو در آمريكا 70 درصد خانوارها مالك خانه خود هستند. در اروپا مردم بر خلاف آمريكا در جامعه خويش ريشه دارند و به ندرت جا به جا مي شوند يعني تغيير محل سكونت نصف آمريكاست بازگشتن به خانه قديمي مادربزرگ و ياد ايام گذشته در ايران و مشرق زمين و حتي اروپا ارزش زيادي دارد و اين پديده در آمركيا تقريباض ناشناخته است. در اروپا آپارتمان سازي براي اجاره بر ماليكت ترجيح داده مي شود. در آلمان ، ايتاليا ، اسپانيا 50 درصد خانوارها در آپارتمان زندگي مي كنند و ماليكت خانه كمتر از آمريكاست. مالكيت خانه در آلمان و هلند بين 54 تا 42 درصد و در سوئيس كمتر از 30 درصد است. فقط در انگليس و اسپانيا معادل امريكاست . مالكيت مسكن در كشورهايي مثل انگليس و اسكاتلند اقساط ماهيانه خريد يك واحد مسكوني تقريباً معادل اجاره ماهانه مسكن است. در ايران نيز داشتن و مالكيت مسكن به عنوان يك ارزش شده و اين ارزش ايجاد يك نياز مي كند كه تقاضا را در بازار بالا مي برد و در صورتي كه اين نياز پاسخ داده نشود و فرد با نوعي احساس سرخوردگي روبرو مي شود البته به زعم خود البته در چنين جوامعي عده اي از اين احساس نياز سوء استفاده تمام و كمال را برده و كاهش عرضه مسكن را به علت افزايش قيمت آن در طول زمان را داريم به طوريكه درصد بعضي از 3 تا 9 درصد در بين شكورهاي مختلف خالي مي ماند. به دليل اجاره دادن يا فروش يا خانه دوم. در يك آمارگيري غير رسمي كه در تهران در سال 85 برگزار شده 35 درصد خانه ها خالي بودن اين رقم بالائي است اگر دولت مقرراتي را اتخاذ كند كه براي اين گونه مساكن ماليات در نظر گرفته شود ديگر شاهد اين پديده كه فرد يكي از علل گراني مسكن است نخواهيم بود.
نتيجه گيري و چند پيشنهاد
از آنچه تاكنون گفته شد چنين بر مي آيد كه مادر سالهاي بعد با افزايش جمعيت شهر نشين روبروئيم و اين جمعيت شهر نشين خواه ، ناخواه در پي پناه در اين شهر بي در و پيكر است. اين نياز او بايد پاسخ داده شود تا راندمان او در جامعه از تمام ابعاد افزايش يابد نگاه ما به بخش مسكن نبايد فقط از بعد كمي آن باشد بلكه كيفيت مسكن مهمتر است. مساكني كه توسط دولت يا بخش خصوصي ساخته مي شود بايد تنوع داشته باشد تا اقشار كم در آمد هم بتوانند از آن بهره ببرند و ما شاهد حضور زاغه ها و حاشيه نشينيها در اطراف شهرها نباشيم و اين فضاها را كه اغلب لانه هاي جرم و جنايت اند خود بپرانيم براي حل معضل مسكن روش ديگري كه وجود دارد تغيير ارزشهاي جامعه در اين زمينه است كه البته كار سختي است بايد سعي كنيم به مسكن به عنوان يك كالاي صرف اقتصادي و در امدي نگاه نشود. بالا بردن ارزش پول در جامعه فرد را تشويق به سرمايه گذاري در ساير بخش هاي زود بازده نيز مي كند. شايد يكي از اصولي ترين راه حل هاي براي حل مشكل مسكن عدم برخورد بخشي ( سكتوري ) به مسكن و پرداختن به ان با اصول آسايش است كه ماهيتاً ميان بخشي است. برخورد بخشي باعث گسترش نقش دولت و جداماندن بخش هاي ديگر اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي نسبت به وظايف شهر نشيني و مسكن است و ديگر آنكه در مورد مسكن مقايسه خانه ها با توجه به قيمت و تعداد دشوار است و حتي تعاريف تجريدي در اين باره صريح و مستقيم نيست. فرض كنيد خانه براي هميشه باقي بماند و استهلاك و نگهداري و سود سرمايه يا ماليات در ميان نيست. در اين حالت اگر قرار باشد اجاره ، هزينه هاي مالك را جبران كند بايد R=i.v كه R اجاره ، I نرخ بهره و V ارزش است بنابراين هيچ كس صاحب خانه نيست و خود صاحب خانه هزينه فرصتي براي نشستن در خانه خود خرج مي كند. در انتها راه حل هاي منشور آتن براي مشكلات مسكن كه تعدادي از آنها مناسب را ذكر مي كنيم .
1- تراكم سكونتي متناسب با شرايط طبيعي زمين
2- مشخص كردن حداقل ساعاتي كه لازم است هر خانه از افتاب بهره گيرد
3- استفاده از امكانات فني مدرن براي احداث ساختمانهاي بلند مرتبه ( براي منظر بهتر ، هواي سالم تر ، نور بيشتر ، امكان ايجاد فشاي باز و خدماتي در اطراف منازل .) در انتها راه اساسي براي حل معضل مسكن را تشكيل بانك اطلاعاتي مسكن مي دانيم و همچنين تهيه طرح ها بنيادي و فراگير براي مسكن .
منابع و مآخذ
- پور محمدي ف محمد رضا . برنامه ريزي مسكن. 1379 . سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)
- مركز آمار ايران – سرشماري عمومي نفوس و مسكن ( سالهاي 75- 1335 )
- لوكوروبوزيه – منشور اتن – ترجمه منصور فلامكي ، انتشارات دانشگاه تهران 1345.
- محمد زاده تيتكانلو ، حميده- مقاله منشور آتن و منشور 2000 دو نقطه عطف در انديشه هاي شهرسازي قرن 20
- اقتصاد شهر هاي ادوين ميلر و بروس هميلتن ترجمه عبداله كوثري ، 1375 انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري
- خلاصه مقالات سكونت و توسعه پايدار ف يازدهمين همايش سياست هاي توسعه مسكن در ايران ، بم ؛ 1383 – انتشارات وزارت مسكن و شهرسازي ، سازمان ملي زمين و مسكن .
- گي بورژلي شهر امروز ، ترجمه دكتر سيد محمد سيد ميرزايي 1377 ، مركز چاپ و انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي
- كامروا سيد محد علي – مقدمه اي بر شهرسازي معاصر ايران – 1384 موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه - تهران . مجله معماري شماره 39
- مجله ابادي شماره 53 ويژه نامه فضاي سبز
منبع:http://city-dream.blogfa.com
|