X
تبلیغات
شهرسازان - میدان های شهری، گوهر گم شده شهرهای ایران
 
شهرسازان 86 ارومیه
   
 

میدان­های شهری از دیرباز یکی از اجزای اصلی فرهنگی و اجتماعی شهرها و از ارکان اساسی شکل­گیری و تکامل شهرهای ایران بوده­اند. شهرهاي با سابقه تاريخي، داراي ميدان‌هاي معروفي هستند كه جزئي از خاطرات مردم و هويت تاريخي اين شهرها به شمار مي‌روند. ميدان ارگ، سبزه میدان، میدان مشق و میدان توپخانه در تهران، میدان نقش جهان، میدان عتیق یا کهنه اصفهان، میدان گنجعلی­خان کرمان، میدان امیر چخماق و میدان شاه طهماسب یزد و بسیاری دیگر، همگی نشان از اهمیت این فضای شهری در گذشته داشته است. ساختار و طراحی میدان‌ها بگونه­ای بود که احساس آرامشی را برای بیننده به ارمغان می­آورد. این احساس آرامش با استفاده از ابزار مختلفی ایجاد می­شد؛ به‌عنوان نمونه آب و نور در طراحی معماری ایران از گذشته بسیار دور جایگاه خاصی را به‌خود اختصاص داده است که در ایجاد یک آرامش روحی و روانی در میادین شهری از آن بهره برده می­شد. ایجاد فضای سبز، مکان­یابی مناسب بازار، اماکنی با استفاده عمومی، فضاهای ورزشی، اماکن مذهبی و همچنین فضاهای تفریحی همه و همه ابزارهایی بودند برای ایجاد یک میدان شهری پویا. ارتباط درون و برون میدان، ایجاد جذابیت و انگیزه برای حضور مردم، سهولت تردد ترافیک عبوری و پیاده، طراحی انعطاف­پذیر، مدیریت صحیح و ایجاد تصویر ذهنی و هویت، اصولی بودند که در طراحی میدان­های شهر بزرگ مدنظر قرار می­گرفتند. با نگاهی گذرا به سیر تحول میدان در ایران، به سابقه تاریخی این فضای شهری در ایران پی می­بریم. میدان از دوره سلجوقیان به بعد شروع به تثبیت خود کرد و در دوره صفویه به مفاهیم عمیق و کارآمدی در معماری و شهرسازی رسیده و در دوران قاجار به نهایت نقش خود دست یافته است، اما رفته رفته نقش می­بازد تا جایی که از سال­های میانی دوره پهلوی، هویت خود را از دست داده و در دو دهه اخیر نیز در بلاتکلیفی مطلق به سر می­برد. درکی که اکنون از میدان وجود دارد همانی است که در ذهن همگان و به طور یکسان، از تقاطع چند خیابان که فضایی در میانه آن برای تفکیک حرکت سواره پدید آمده و با ترکیبی از پوشش گیاهی، آب نما و فواره شکل می­گیرد و هیچ ارتباط معقولی با انسان، حرکت انسانی و حضور معنی­دار انسان برقرار نمی­سازد. میدان بدون حضور موثر و امن انسان و به منظوری معین، معنی خارجی ندارد و حضور انسان در این فضای میانی تقاطع­ها، نه دارای معنی است، نه موثر است و نه امن؛ و این در حالی است که وقتی به کاربرد میدان­های ایرانی در طول تاریخ توجه می­کنیم، متوجه می­شویم آنچه در میدان ایرانی اهمیت داشته، کاربرد اجتماعی- اقتصادی آن است که به‌مراتب بیشتر از کاربرد دسترسی بوده است. حال آن­که فضاهایی که هم­اکنون با عنوان میدان از آنها یاد می­شود تنها کاربرد دسترسی را در نظر گرفته و مجالی را برای فعالیت­های اجتماعی- اقتصادی باقی نگذاشته­اند.

یکی از اصول ساخت میدان­ها، توجه به شهر و هویت شهرها بوده و هست. یک میدان باید درخور هویت یک شهر ساخته شود در غیر این صورت نمی­تواند نقشی را که در شهر از او انتظار می­رود، ایفا کند. حال آنکه با تمامی این صحبت­ها امروزه نه تنها هویت شهرها حتی در ساخت بناهای ساختمانی درنظر گرفته نمی­شود؛ بلکه دیگر تلاشی برای ساخت و حتی احیای فضاهای عمومی شهری موجود صورت نمی­گیرد. به همین دلیل است که امروزه دیگر نمی­توانیم زندگی مشترک مردم را در شهرهای خود مشاهده کنیم؛ زندگی مشترکی که مفهوم واحدی را می­سازد و این مفهوم، همان مفهوم واقعی شهر و اصالت و موجودیت شهر است؛ چراکه این مفهوم وابسته به میدان­ها و در مجموع، فضاهای عمومی شهری است. شاهد این مسئله را می­توان در بسیاری از میدان­های شهری ایران دید: ساخت و ساز مرتفع در ضلع جنوب غربي ميدان فردوسي تهران كه نام شاعر حماسه‌سراي بزرگ ايران و جهان بر آن نهاده شده است، مجسمه او را كه نماد فرهنگي و ملي ايرانيان در پايتخت كشور است به گونه‌اي تحقير‌آميز تحت‌الشعاع قرار داده و با خودنمايي در هر چه محقر جلوه دادن فضاي ميدان، تناسب نسبي بناهاي اطراف را نيز بر هم زده و خود را پيش از مجسمه و اجزاي ديگر ميدان بر بيننده تحميل كند. ساخت برج جهان­نمای اصفهان در نزدیکی میدان نقش جهان که اگر عکس­العمل به موقع و برخورد شدید میراث فرهنگی و یونسکو نبود، چه بسا باعث خروج این میدان از فهرست یونسکو می­شد. تبدیل میدان توپخانه تهران از یک میدان شهری به یک گره ترافیکی و پایانه مسافربری داخل شهری، تخریب میدان شاه طهماسب یزد، خیابان­کشی از میان میدان حسینی اردکان، تخریب میدان عتیق (کهنه) اصفهان و کوتاهی چندساله در مرمت آن، تخریب میدان امیرچخماق یزد، بی­توجهی به میدان­های محلی شهرها (مراکز محلات) مانند میدان شهشهان و جلفای اصفهان و ... همه و همه اشتباهاتی هستند که برای رفع آن­ها باید بهای بسیار سنگینی را پرداخت؛ بهایی سنگین­تر از آنچه مدیران شهری به ظاهر با این تخریب­ها به دست آورده­اند.

با این توصیفات، سوالي كه ذهن انسان را به خود مشغول می­سازد اين است كه چه افراد یا سازمان­هایی مسئول چنين اشتباهاتی در منظر شهرها هستند و تا چه زماني اين اشتباهات در شهرهاي ايران تكرار خواهد شد؟ آيا مديران شهري به زيبايي شهر و حفظ هويت آن توجهي دارند؟ آيا حضور سرسام‌آور اتومبيل در شهرهای ایران و عموماً در بافت‌ مركزي شهرها و آلودگي ناشي از آن زنگ خطري براي جلوگيري از تراكم –به خصوص در شهرهای بزرگ- نيست؟چه كساني بايد پاسخگوي ناهنجاري‌هايی باشند كه در اثر تكرار اشتباهات پيش آمده است؟ آيا آن­قدر كه برخي مديران شهري به کسب درآمد از راه اعطای حق ساخت و ساز به بلندمرتبه سازان، فروش تراکم و ... مي‌انديشند، به فكر روح و روان و سلامتي شهروندان هستند؟ تا چه زمانی بي‌تفاوتي نسبت به ارزش‌هاي شهری، تاريخي و هنري ادامه خواهد يافت؟ ایران بايد نمادي از الگوهاي فرهنگي-اسلامي و معماری ناب در جهان باشد، آيا با بي‌اعتنايي به روند كنوني تخريب ساختارهاي تاريخي، مي‌توان به اين مهم دست يافت؟

سید حجت موسوی

  
 
 
 |    نوشته شده توسط سیدحجت موسوی
 
 
Copyright © ' + blogId + ' , All rights reserved.
Template designed by : SAVAG